مقارن سال 927، سازمان بنديكتي بر اثر اصلاح كلوني تكامل سودمندي يافت. تا آن زمان صومعههاي بنديكتي مستقل بودند؛ اين كار فوايدي داشت، ولي داراي خطراتي هم بود، مخصوصاً در برابر خطرات مادي و معنوي امكانات هر صومعه به موجودي خودش منحصر ميشد. وحشت شديدي كه از حملات نورمانها سرچشمه ميگرفت، به جريان تجديدسازمان و يكنواخت شدن آنها كمك كرد. دير كلوني به زودي مهمترين مركز حيات ديني در قلمرو غربي مسيحيت شد. گزاف نيست اگر گفته شود كه از نيمهٴ سدهٴ دهم تا نيمهٴ سدهٴ دوازدهم كلوني مهمترين حامي تمدن اروپا بود. بزرگترين باني عظمت كلوني، اودو، دومين رهبان آن، بود كه از 927 تا 943 بر آن رياست داشت.
اين عصر دورهٴ سازمانيابي دوبارهٴ كلام اسلامي هم بود. طبري، مورخ ايراني، تفسير مشروحي بر قرآن نوشت و كوشيد تا مكتب فقهي تازهاي به وجود آورد. با اين حال بزرگترين متكلم عصر اشعري بود. او در برابر گرايشهاي آزادانديشانهاي كه وحدت اسلام را به مخاطره افكنده بود، واكنش نيرومندي پديد آورد. اشعري قهرمان اهل سنت بود، او را ميتوان بنيانگذار آيين مدرسي اسلام دانست.
3. زمينهٴ فرهنگي در يهوديت و اسلام. شناختن افكار فلسفي يهوديان و مسلمانان آن زمان داراي اهميت خاصي است، چون آنان رهبران تمدن بودند. در فقرهٴ اول اين فصل راجع به يهوديان چيزي نگفتم، چون آنان تا حدود زيادي در حيطهٴ نفوذ مسلمانان قرار داشتند. همهٴ فلاسفهٴ يهودي در آثار عربي مستغرق بودند و بسياريشان ترجيح ميدادند به عربي بنويسند تا به عبري.
در ميان بنياسرائيل هم، مانند اسلام، نهضت آزادانديشي نيرومندي وجود داشت، به نام قرائيه. داود بن مروان، و همينطور قِرْقِساني قرائي بودند. اولي را پدر حكمت يهود ميخواندند، و به هر صورت، كتاب او يكي از مجراهايي بود كه مباحثات معتزله از طريق آن به ميان بنياسرائيل راه يافت. به دومي بدان سبب علاقهمنديم كه در اهميت به كار بردن روشهاي علمي در مسائل ديني اصرار ميورزيد.
دو مرد بزرگ مظهر راستكيشي يهود بودند: اسحاق اسرائيلي به مسائل فلسفي توجه خاصي مبذول كرد، ولي بيشتر به عنوان يك طبيب معروف بود. در عوض، سعديا بن يوسف در وهلهٴ اول فيلسوف بود، و هدف اصلي او، آشتي دادن خِرَدورزي با دين يهود.
عبدالرحمن سوم، هشتمين خليفهٴ اموي مغرب، رشد فرهنگ اسلامي را در اسپانيا تسريع كرد. در زمان او قرطبه از بزرگترين مراكز مدنيت شد. البته، فعاليت علمي نميتوانست خلقالساعه باشد، ولي ميتوانيم ثمرات فراوان تمدن اسپانياي اسلامي را در فصول آينده ببينيم. در همين اثنا ترقي علم اسلامي تقريباً بهطور انحصاري در شرق تمركز يافته بود.
بزرگترين فيلسوف عصر فارابي بود. او كار عظيمي را دنبال كرد كه كِنْدي تقريباً يك قرن